سایت اینترنتی مسجد امام رضا علیه السلام بوشهر - خورموج -اخبار ، سیاسی ، مذهبی ، فرهنگی ، دانلود صوت ، تصویر ، دانلود فیلم ، دانلود کل |
بسم الله الرحمن الرحیم"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"
ارتباط با ما درباره ما صفحه نخست

آخرین مطالب ارسالی به سایت

پر بازدید ترین مطالب سایت

مقدمه
بدون شک هر علمی دارای تاریخچه ای است که دوران تولد،رشد وبلـوغ آن را نشان میدهد زیرا هر دانش ناگهانی به وجود نیامده و ناگهانی توســـعه نیافته اســــــت. هر علمی ابتدا نظریاتی پراکنده و عقاید مختلفی اســـت که هیچ گاه علمی نبوده اســت وبه تـــــدریج گــــسترش وتــــــکامل یــــــافتـــه اسـت.


کینه بزهکاران یکی از پدیده های زندگی گروهی اســــــت و در همه یاجتماعات انسانی دیده می شود. هر زمانی که پدیده ای به اسـم جـرم شناخته شود انسانها به شیوه های گوناگون به مقابله با آن می پردازند . مهمترین مسئله در فلسفه کینه ی پرسش درباره ی اغـــراض مجـــــازات و مبانی آن اســت .
اگــــر تاریخ  مجازات ها را در طی قرون مورد مطالعه قرار دهیم به خوبی  آشـکار می شود که نسبت به زمان حاضر دچار تحولات بسیاری شده اســــت . تحمیل مجازات ها در درجه اول به علت عمل زشتی بود که مجرم مرتـــــکب شده بود .  این مجازات در ابتدا به صورت انتقام تجلی پیدا کرد بعدها جنبه ی اخلاقــــــی به خود گرفت وبه تدریج هدف ها و آرمانهای
عالیتری را دنبال کرد .
انتقام در واقع از احساسات و عواطف کور مهر چشم می گرفت  و واکنش به آن شکل و سازمانی نداشت وتوسط بشر پدید نیامده بود . حقوق جزا در طول قرن ها دچار تحولات بسیاری شده است .
حال نظریه دو تن از دانشمندان را با هم مطالعه می کنیم:
ایهرینگ : تاریخ مجازات بیان کننده القاء مداوم آن است.
شارل :  معتقد است که حقوق جزا در قدیم بر روی اصول مادی دنیایــــــی وفلسفی پایه گذاری شده ولی در قرون وسطی رابطه ای با خدا پیدا کرده و در قرن 18 مبنای عقلانی و منطقی یافت و بر اصل و واقعیتهای قضایی قرار گرفت و امروز به طرف یک انسانیت قضایی کام بر می دارد  .
تحولات تاریخی حقوق جزا
دانشمندان حقـــــــوق جزای وضعی تحول مقررات کیفری را به سه دوره تقسیم کرده اند :
1_ دوره انتقامهای شخصـــــی، و جنگهای خصوصـــــــی .
2_ دوره انتقام الهـــــــــی ، و دادگستری خصوصــــــی .
3_ دوره انسانـــــــی و دادگستری عمومــــــــــی .
واینک خلاصه ای از هر یک از دوره های مزبور :
1.دوره انتقامهای شخصی،وجنگهای خصوصی: در قرنهای متمادی اولیه، انسان در این دوره بسر می برد .از ویژگیهای این دوره این است که کیفر دادن مجرمین بر هیچ پایه ای از نظم و قانون استواربود . مجنی علیه ، خود شخصا برای گرفتن حق خود،و تلافی کردن و انتقامجوئی اقدام میکررد ، بر روابط جزائی زور و قــدرت فرمان می راند ، و ملاک جرم و کیفر بر اصل زور و قلدری استوار بود . وقتـــــــی کسی به خون خواهی برمی خواست ، افرادقبیله به کمک وی بپامی خاستند . برابری میان جرم و مجازات مفهومی نداشت . وچه بسا برای بی اهمیــــت ترین جرمها ، سخت ترین جنگها شعله میکشید. در محدوده قبیله آن گونه که میخواست،نه آنچنان که مقتضای عدالت بود، به حل و فصل دعاوی می پرداخت ، و در صورتی که پای قبیله دیگری در میــــان بود ، افراد قبیله خود، در برابر سایر قبایل حمایت میکرد. در داخل قبیـــله ، مجرم را به کیفرهائی از قبیل زدن، شکنجه کردن،کشتن،مثــــــــله کردن، وبیرون کردن مجرم از قبیله محکـــــوم میکرد، و بیرون رانــــدن از قبیله سخت ترین کیفرها به شمار میرفت . و به هر حال جرائمی که به منافع قبیله لـطمه وارد می ساخت، کیفرهای ناهماهنگی داشت که تابع هیچ قانونی نبود . مسئولیت جرم متوجه مجرم و افراد خانواده او میشد ، و این که اصــطلاحا مسئولیت گروهی نامیده می شود باعث می شد که در برابر جرم یـک تن، همه افراد خانــــــــــــواده او کیفر شونـــــــــد .اینها که گفته شد ، در میان کلیه جوامع اولیه حکمفرما بود .
2.دوره انتقام الهی،و دادگستری خصوصی: باگستـــــرش جوامع، وایـــجاد حکومت و دولت وظهور دینهای یهود ومسیحیت، دوران بی نظـــمیهای جزائی به دادگستری خصوصی تحول یافت . اجرای مجازاتها به نسبـــت تحت نظم در آمد . ولی همچنان در مجازات مجرم، حق شخصـی و جنبه خصوصـــی ، باقــــی بود . ومجنی علیه ، خود در مقام تلافی و انــتــقامجوئــی بر می آمد . ولی مسئولیت گروهی ، جای خود را به مسئولیت فردی داد. این دوره را میتوان به دو بخش تقسیم کرد :
بخش اول: دوره ای که کیفر از نظر قانون گذاری به اندازه خود جرم ، پـــایه قوانین جزائی قرار گرفت . و از این هنگام اصطلاح چشم در برابر چشـــم و گوش در برابر گوش وبینی در برابر بینی و دندان در برابر دندان ملاک قانون جزا شــــد . و این از ویژگی های این دوره قلمداد شده است، که درقوانین عبری ویونانـــی و ژرمن و روم نمونه هایی از انرا مشاهده میکنیم ، که شاید تحـــت تأثیر قوانــین تورات، آن را قانون گذاری کرده بودند .و نیز در دین موسی برای کفر وشرک مجازات اعدام معین شده اســــت .
اجرای قوانین کیفری در این دوره صرفا بخاطر ارعاب و تـــرسانـــدن مردم صـــورت میگرفت ، و سخت بود . بخش دوم: در این دوره تحت تاثیر ظهور حضرت عیسی مسیح وتعلـــیمات اخلاقی او، در وضع مجـــازاتـــها تحولی عمیق به وجود آمد ، و کیفر دادن مجرم ، دست کم تا مدتی محدود لغو و نسخ شد .
حضــرت عیــسی به حواریون خود میگفت : شما شنیده اید که گفته اند ؛ چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان . ولی من به شما میگویم ، هـر کس  به طـــرف راســـت صورت شما سیلی زد ، طرف چپ صورتـــتان رادربرابر او قرار دهید. و کسی که خواسـت رداو عبای شما را برباید ، او رابه حال خود واگذارید . با این تعلیـــمات ، مقررات کیفری مفهومی نداشت و نا گفته پیداســت که تجاوز وستم به حقوق مردم را صرفا در پرتو تعالیم اخلاقی نمی توان از میان برد.
وبه فلســــــــفه قانون گذاری حقوق جزا بی توجه بود . و شاید مشکلاتی از این دست بزودی پیرامون آئین مسیح را بر آن داشت که از تعلیمات حضـــرت عیسی شانه خال کنند . چنانچه در دوره سوم همین فصل تحت عنوان مرحله قانـــــــون گذاری کلیسا از آن سخن خواهد رفت . به هر حال این دوره تا قرن دوازدهم ادامه یافت .
3.دوره انسانــــی یا دادگستری عمومـــی :  با تحـولات جوامع ، و پیدایش قدرت مرکزی و تشکیل دولتهای نسبتا بزرگ امور جامعه بیش از پیش تحت نظـم و قانون در آمد . و به خاطر آمیزش و ارتباط ملــل مختلف با یکدیگر و تحت تاثـــــیر افکار ترقی خواهانه حقوقـــدانـــان ، مقررات جزائی به راه تکامل گام برداشت . و قواعد و نظاماتی انسانی برای جــــــرم وکـــیفر ، قانون گذاری شــــد ، که جنبه همگانـــی داشت، و کیفردانان از دست افراد گرفته شد و به دولـت ، که نماینده مردم بود ، واگذار گردید و جرائم علاوه بر جنبه خصـوصـی ، جنبــه عمومی نیز به خود یافت .
گروهی ، این دوره را به سه بخش تقسیم کرده اند :
1_مرحله قانـــون گـــذاری کلیسا .
2_قانـــون گـــذاری انقلاب .
3_قانـــون گـــذاری بر اساس مصلحت جامعه .
و اینک سخنی کوتاه درباره هر یک :
1- مرحله قانـــون گـــذازی کلیـــسا : بر اساس مبانـــی دینـــی آن زمـــان مجــــازاتـــهائی از قبیل زندان ابد ، زندان موقت در دیر ، کفاره های دینی ، راندن وطـــرد از کلیـسا قانونی شد ؛ ولی مجازات اعدام در این مرحله منسوخ گردید .
2-قانون گذاری انقلاب : انقلاب فرانسه نخستین اعلامیه حقوق بـشــر را در 26 اگــــــوست 1789 صادر کرد ، و در ضــمن آن ، قوانینی اعلام داشت که از جمله آنها قوانین کیفری بود . در آن چنین آمده بود که هیچ جرم ، و کیفری بدون تصریح قانون ، جرم وکیفر نخواهد بود . مسئولیتها شخصی است . کیفرها همه بطور یکسان اجرا می شود . شکنجه های سخت ، قدغن است . کیفرها اندازه معینی باید داشته باشد . و تخطی از آن جایز نیست .
3.قانـــون گــذاری بر اساس مصلحت جامعه : چون در اعلامیه حقوق بشر انقلاب ، و وضع حــقوقهای جزائی نظیر آن ، نقصها و کمبودهائی دیده شد که در عمل نتایج ثـــمر بخشی را ببار نیاورد، مثلا پـــاره ای از کیفرهای جــــرائم در حد معینی قانون گذاریشده بود ، ولی پاره ای از جرائم ، و کیفرها آنها مورد غـــفلت  قرار گرفته بود ، اینها و نقــایصی دیگر اثـــری منفی و نامطلوب در جامعه آنان به جای گــذاشت و روح عــصیان را در پاره ای از افراد نا صالح جامعه تقویت کرد . از این رو به ســـال 1810 میلادی مقررات جزائی دیگری به جای آن قــانون گــذاری  شد، که آنچه در آن آمده بود بر اساس مصلحت جامعه تصویب شده بود .
فــیلسوف شهیر انگلیس بنام «پنـتــام» مدافع این فکر ، و از نخستین حقوقدانان اروپایی بود که بدان دعــوت میکرد . او و همفکرانش دو حد برای کیفر هر جرم در نـظـر گرفتند :
حداقل کیفر و حد اکثر آن . و از سوی دیگر پاره ای کیفرهای سخت راکه منسوخ شده بود و در نتیجه جـــامعه را به نا امنی و هــرج ومــرج کشـانده بود ، بار دیگر  قانـــونی ساختند و شماره جرائم موجب کیفر اعدام را افزایش دادند .
در اوایل قرن نوزدهم ، مذهب کانت ، مبنی بر اینکه مجازات باید بر اساس عدالت باشد ، طرفدارانی یافت و جایــی برای خود باز کرد . از جمله عقاید او این بود که ؛ کیفر ها بر حسب تفاوت روحیات مجرمین ، و به اختلاف درجات آنان باید مـتـفــــــاوت می باشد .
چـنـــدی بعد ، مکتب جدید تری پا به عرصه وجود گذاشت که میتوان گفت که تلفیقی از دو مکتــب فوق بود  و از ویژگی های مهم آن این بود که؛ کیفر باید هم بر اســاس عدالت وهم به خاطر حمایت از مصالح جامعه قانون گذاری شود .
همه این مکتبهای حقوقی در تعدیل قوانین جزائی فرانسه که به ســــــال 1832 قانـــون گـــذاری شد تاثیر داشته است . ولی این تلاش ها دردی را از جامعه دوا نکرد و گرهی از رشته نابسامان حقــوق جــزائی کشورهای اروپائـــی نگشود . نـــه مذهب کانت ، عدالت را به حقوق جزای وضعی ارزانی داشت و نــه مسلک پــــــنتام از مصالح توده ها جانبداری کرد . هیچگونه امنیت قضــــائی چشمگیری بوجودنیامد.واضطراب ونگرانی مردم همچنان روبه افزایش گـذاشت وجرم وجنایت باپیشرفت جوامع وسیر صعودی تمدن نسبت مستقیم پیدا کرد .
و از همه اینها بالاتر عامل ســهــل انگاری در احقاق حقوق مردم و دست بدست کردن و پرونده سازی و معــــوق گذاشتن امـــور دادرسی رفتــه رفتــه نقایص آن حقوق ها را یکی از پس دیگری بر ملا کرد و زمینه را برای ظــــهور مــذهب جدید بلکه مذاهب جدید دیگری فراهم آورد .مکتب حقوق ایتالیایی به وجود آمد که بررسی در روحیات وحالات مجرمان و  وضع گذشته و حال آنان و محیط خانوادگی و محیط اجتماعی که درآن پرورش  پرورش یافته اند و انگیزه هائــــی که آنان را بعارتکاب جرم واداشته است اساس این مکتب حقوقی را تشــکیل میدهد و بر این اساس کیفرها متنوع و متناسب با حال و وضع مجرم معین میگردد .و مجرم دیوانه به بیمارستان فرستاده می شود و مجرم بالــــفطره به کیفر اعدام محکوم میگردد .
لابـــوزو نخستین فیلسوف و حقوقدان این مکتب شمرده شده است . این مکــتب به نـــوبه خود به فرقه های چندی منشعب شده است که تفصیل آنها از حوصله این نگارش بیرون است . در یک جمع بندی دقیق وحساب شده میتوان به جرات و بر اساس براهین
قاطع ادعا کرد که اسلام مزایای همه آن مکاتب را در خود جمع کرده و از نقایص  آنها خود را مبری داشته است . این حقیقت بر هیچ پـــژوهشگر بــــی نظیـــری پوشیده نخواهد ماند . و در فصلی تحت عنوان ((ویژگیهای حقــوق اسـلامــــی))
بخشی از مزایای حقوق اسلامی و بخصوص حقوق جزای اســلام و برتری آن بر سایر حقوقهای وضعی مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت . 
مقررات جزائـی عرب جــاهـلـیّت
از آنجا کهاسلام در میان عرب جاهلیت ظهور کرده و قوانین آن از آنــــجا به همه اقـــطار جهان گسترش یافته است ، از این رو اغلب کسانی که به نحـــوی درباره اســــلام و تاریــــخ آن بررسی میکنند یکی از کارهای مقدمی آنان بحثی درباره جاهلیت است .
پس جا دارد که فصلی بدان اختصاص یابد :
عرب ها در جاهلیت اکثر بت پرست بودند . بخشی از رذائــل اخلاقی را در زمره فضائل میشمردند و برخی کارها که در حقیقت جرم بود ، از قبیل دخــــــــتر کشــــــی را جزو مفاخــــر خود و دلیل داشتن حمیت وغیرت تلقــی میکـــردند .
قتل وکشتار و جنگهای قبیله ای و خانوادگی با سختدلی کم نظیـــری گاه وبیگاه میان آنان رواج داشت . عقیده به خــــرافـــه و مــوهوم بخش عمده عقاید آنان را تشکیل می داد .
حتـــی حقوق جزای آنان مشتمـــل بر خرافـــات چنـدی بود از جمله اینکه عقیده داشتند :هنگامی که کسی کشته میشود اگـر باز ماندگان به خون خواهی او بر نخیزند و انتقام نگیرند روح او همواره بشکل پـــــرنده کوچکی در قتلگاهش حاضر میشود وناله ای
دلخراش سر میدهد اســــقونی می گوید _ یعنی من را از خون ســیراب کنید _ و تا وقتی انتقام خون او گرفته نشود ،روح او همچنان سر گشته و ناراحــــــت خواهش خود را دنبال میکند . و این عقیده آنان را وا میداشت که به انتقام جوئــــــــــی قیام کنند .
گاه قتـــلها و انتـــقامها یکی پس از دیگری ادامــه می یافت و حتی گاه به جـنگهای سخت و دراز مدت مبدل می شد که تاریـــــخ پاره ای از آنها را ثبت کرده است .
 این خون خواهی هــا مقــــدس شـمرده می شد و از واجبات بود و بر پایه سنگدلی و تشقی قلب اجرا می شد . مقــــررات جزائی آنان را می تـــوان بدین گونه تلخــــــیص و دسته بندی کرد :
1_  خـــون خواهــی ای که خود آنرا ثار می گفتند ، گروهی بود . یعنی «جانی» فرضا «یک نفـــر » بود ولی «گــــروهـــی »مستوجب کیفر می شدند .
2_ انتــقام جوئی بر اصل زور متکی بود و هر که قدرت بیشتری داشت سخت تر  انتــقام می گرفت و هر که زور نداشت و مستضعف بود خونش پایمال می شد .
3_  انتـــقام جوئی حق شخصی بود و صاحب خون مستقیما عهده دار اجرای آن  مـی گردید و آن گاه مورد حمایت قبیله خو د قرار می گرفت .
4_  خــــون خوا هی ها  سخت و جانکاه بود و مقدس شمرده می شد .
5_  طرفین سر انجام روی خون بها مصالحه میکردند . خون بها میـزان مشخصی نداشت و آن هم تابـــع زور بود . در روایتــی آمده است : کسی فرزند یکی از زور مندان عـرب را در زمان جاهلیت کشت . خویشان قاتل نزد پدر مقتول رفتند تا به گونه ای به دعـوی فیصله دهند . پدر گفت من هرگز راضی نخواهم شدمگر اینکه یکی از ســــه چیز را به من بدهید :
1. یا فرزندم را که کشته اید زنــــده کنید .
2.یـــا خانه ام را از ستـــارگان آسمان پــر کنید
3. یا گروهی از بستگان خود را در اختیار من بگذارید تا همه را در برابر قتـــل فرزندم بکشم و  اگر این کار را بکنم باز هم عـــوض قتـــل فرزنــــدم را نگــــرفتــــه ام.

  دیدگاه شما : [0] نظر  رای به مطلب :

موضوع : اجتماعی -

تعداد بازديد : 26 بار

لينک ثابت

موضوعات سایت

در انتظار ظهور [1]
ولایت فقیه [8]
زندگی نامه [24]
احکام شرعی [1]
مذهبی [78]
سیاسی [6]
فرهنگی [2]
اخبار [8]
اجتماعی [57]
دایره المعارف [0]
علمی [2]
مقالات [8]
هنری [0]
خانواده [0]
پزشکی و سلامت [29]
دانش و فناوری [10]
فلسفه [1]
تغذیه [4]
ریاضیات [1]
تاریخی [0]
جغرافیا [0]
معرفی مناطق [0]
گالری صوت (صدا ) [3]
ادبیات [1]
گالری فیلم (ویدئو ) [0]
ورزش [0]
خدمات [0]
پیوندهای سایت [0]
تبلیغات در سایت [0]
معرفی سایت های اینترنتی [0]
حکایت ها و حکمت ها [0]
سوالات و پاسخ های مذهبی [1]
نهج البلاغه [3]
پیامک ( اس ام اس ) [2]
داستان [2]
یاد یاران [0]
معرفی کتاب [3]
تقویم ماه های قمری [1]
شخصیت ها [0]
آیت الله دشتی نجفی [12]
گالری عکس [0]

آرشیو ماهانه مطالب سایت

سایت های برگزیده

همکاران ما

به روایت آمار

کل مطالب : 279

پیگیری مطالب

این سایت وابسته به مسجد ثامن الائمه الامام علی بن موسی الرضا علیه السلام - بوشهر - خورموج می باشد .
اين وب سايت توسط سايت ساز مهر شرکت نگاه روشن پارس توليد شده است
design by : Mohammad Amin Teymoori