سایت اینترنتی مسجد امام رضا علیه السلام بوشهر - خورموج -اخبار ، سیاسی ، مذهبی ، فرهنگی ، دانلود صوت ، تصویر ، دانلود فیلم ، دانلود کل |
بسم الله الرحمن الرحیم"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"
ارتباط با ما درباره ما صفحه نخست

آخرین مطالب ارسالی به سایت

پر بازدید ترین مطالب سایت

مبارزات منفي و کناره گيري امامان معصوم(علیهم السلام) از دستگاه خلافت نيز اعتراضي بود از جانب آن‌ها بر عليه حاکميت‌هاي زمانشان که مشروعيت و لياقت خلفاء را زير سؤال مي برد و خبث باطني حاکمان جور را علني ميساخت،
امامت حضرت امام کاظم (ع) با دوران خلافت هارون الرشيد، مقارن بود. هارون کسي است که طرفدارانش را که براي استحکام پايه هاي حکومت او، سر از پا نمي شناختند و از هيچ گونه فداکاري اي دريغ نمي کردند، همين که از آينده ي آن‌ها احساس خطر مي کرد، از بين مي‌برد (چون ابومسلم خراساني و غيره) . معلوم است که با علويان خصوصاً با حضرت موسي ابن جعفر(ع) چگونه بايد رفتار نمايد؟ فشار و خفقان، خوف و وحشت بر آل علي (ع) در عصر هارون الرشيد به مرحله اي رسيد که امام موسي بن جعفر و دوستان نزديکش در حال تقيه به سر ميبردند.

حضرت امام کاظم عليه السلام در چنين جو خفقان آميزي، مسؤوليت عظيمي را که حداقل آن حفظ شيعيان به صورت يک جمع متشکل و هدفمند بود، به عهده داشت و محوريت آن حضرت براي شيعيان و مرتبط ساختن و شکل دادن به جمع شيعيان براي عباسيان خطر بزرگي به حساب ميآمد.
هارون الرشيد که به صفت يک امپراطور درآمده بود، و به خورشيد خطاب ميکرد که: بتاب، هر جا بتابي در قلمرو حاکميت من ميتابي! و قيام‌هاي ضد دستگاه حکومت را هم سرکوب کرده بود، در عين حال از وجود موسي ابن جعفر(ع) وحشت داشت و خاطرش ناآسوده بود، و آن حضرت را بزرگ‌ ترين مانع و مزاحم حکومت خود ميدانست، ترس هارون بيشتر از دو جهت بود:
1- خود را در برابر شخصيت انساني امام (ع) حقير ميديد.
2- ميدانست که امام کاظم (ع) خود را اولي و احق به امامت ميداند و شيعيان او نيز با اين عقيده با او در ارتباط و رفت و آمد هستند.
امام موسي ابن جعفر(ع) در شرايطي قرار داشت که نمي توانست مبارزات علني و آشکاري داشته باشد، بلکه با مبارزات مخفي و در تقيه و استتار که مهم ترين اصل است براي بيشتر ضربه زدن و کمتر ضربه را متحمل شدن، دست اندرکار براندازي حکومت هارون و ساير خلفاي زمانش بود. شيعيان نيز موظف بودند مطالبي را که از طرف امام و رهبري و تشکيلات به آن ها گفته ميشد، مخفي نگه دارند و اسرار رهبري و تشکيلاتي را افشاء نکنند.
در مورد اول، هارون ميکوشيد که با توجيهات ديني، و انتساب خود به پيامبر، ضعف روحي خود را جبران کند و در نظر مردم وجهه و آبرو کسب نمايد، و از اين طريق پايه‌هاي حکومت خود را استحکام بخشد. امام کاظم(ع) نقشه او را نقش بر آب مي کرد و ماهيت اصلي او را آشکار و بر ملا مينمود. معروف است که هارون يک سال به جنگ ميرفت، و يک سال به حج؛ در سال 197قمري که نوبت حج بود، از هارون استقبال کردند. هارون در اين مسافرت خود علاوه بر حج، هدف سياسي ديگري نيز داشت، و آن اين که ميخواست از همه مردم براي فرزندان خود به عنوان وليعهدهاي بعدي بيعت بگيرد که در راه رسيدن به اين هدف از هيچ شخصيت با نفوذ جهان اسلام وحشت نداشت، فقط امام (ع) را مانع و مزاحم خود ميديد.
هارون رشيد براي آن که کسب وجهه کند و به حکومت خود مشروعيت دهد، وقتي که وارد مسجد پيغمبر شد، گفت: «السلام عليک يابن عم !» و قرابت خود را به رسول الله (ص) به رخ مردم کشيد، امام موسي ابن جعفر(ع) که آن جا حضور داشت بلادرنگ فرمود: «السلام عليک يا اباه ! » هارون که رنگش متغير شده بود، در عين حال گفت: واقعاً اين فخر از تو است اي ابوالحسن(ع)؛ و رو کرد به يحيي ابن جعفر و چنين گفت: اشهد انه ابوه کان حقا. همين بود که هارون در حضور مردم به قبر پيامبر خطاب کرد که يا رسول الله درباره تصميمي که دارم از شما عذر ميخواهم، و آن اين که موسي ابن جعفر(ع) را دستگير کرده و به زندان مي افکنم، زيرا او سبب تفرقه امت شده است؛ و در همان مسجد پيامبر حضرت را که در حال نماز بود، دستگير کرد. هارون با آن همه قدرت و عظمت سياسي، تحمل وجود امام را نداشت و براي خاموش کردن شعله هاي خشم مردم، به چنين توجيهاتي دست مي زد، و تفرقه افکني ميان امت را بهانه و تمسک قرار مي داد تا مورد سرزنش مردم قرار نگيرد. اين سيره هميشگي حکام جور و عناصر ضد مردمي است که سعي ميکنند با اتهام و ترور(5) شخصيت، چهره‌هاي مردان حق را مخدوش و لکه دار نشان دهند.
قرآن ميفرمايد: فرعون، حضرت موسي را به بي ديني و فساد متهم مي کرد تا از چشم مردم بيفتد: "اني اخاف ان يبدل دينکم او ان يظهر في الارض الفساد."
هارون اعتقاد شيعيان را به امامت امام کاظم (ع) و رفت و آمد شبانه و پنهاني آن‌ها را به نزد آن حضرت ميدانست، و اين را براي بقاي حکومت خود خطر جدي تلقي مي کرد، از اين رو هارون براي آن که از رمز و راز، و اسرار تشکيلاتي امام کاظم (ع) اطلاع يابد، پرسيد کسي را از نزديکان موسي ابن جعفر(ع) که خيلي فقير و دست تنگ باشد معرفي کنيد. علي ابن اسماعيل پسر برادر آن حضرت را معرفي کردند. هارون با دادن مال‌هاي هنگفت او را از مدينه به پايتخت خود دعوت کرد و او هم براي اين کار حاضر شد، امام(ع) براي انصراف او از اين کار، زياد تلاش کرد و پول هاي زيادي به او داد، ولي او به خانه هارون رفت و از امام موسي بن جعفر(ع) سعايت مي کرد.
امام موسي ابن جعفر(ع) در شرايطي قرار داشت که نمي توانست مبارزات علني و آشکاري داشته باشد، بلکه با مبارزات مخفي و در تقيه و استتار که مهم ترين اصل است براي بيشتر ضربه زدن و کمتر ضربه را متحمل شدن، دست اندرکار براندازي حکومت هارون و ساير خلفاي زمانش بود. شيعيان نيز موظف بودند مطالبي را که از طرف امام و رهبري و تشکيلات به آن ها گفته ميشد، مخفي نگه دارند و اسرار رهبري و تشکيلاتي را افشاء نکنند.
ولي گاهي اتفاق ميافتاد که مطالبي پيرامون امامت موسي بن جعفر(ع) و واجب بودن پيروي از آن حضرت را افشاء مي کردند، طبيعي است که اين کار اسباب دردسر براي خود امام (ع) و آن‌ها را فراهم ميآورد، و مي توان گفت يکي از اسباب زنداني شدن امام کاظم همين بود. هشام ابن حکم که يکي از تربيت يافتگان حضرت امام کاظم بود، از طرف امام مأمور بود که سکوت کند، ولي او سکوت را شکست و در نتيجه از ترس دستگاه متواري شد،و هارون برادران او را توقيف و زنداني کرد و درباره وي گفت: در صورتي که چنين مردي زنده باشد، حکومت براي من يک ساعت هم ممکن نيست. به خدا که کاربرد زبان او از صدهزار شمشير زن بيشتر است .
مبارزه با علماي خود فروخته و فاسدي که خود را به دربار فروخته بودند، نمونه ديگري از مبارزات آن حضرت است، زيرا وجود چنين اشخاصي در دستگاه، مشروعيت دادن به آن است. از اين رو چنين اشخاصي محبوبيت خاصي در دستگاه خلافت داشتند. و امام فرمود:
"العلماء امناء الرسل مالم يدخلوا في الدنيا، قالوا و ما دخولهم في الدنيا؟ قال: اتباع السلطان فاذا فعلوا ذلک فاحذروا علي اديانکم"؛ علما امانتداران پيامبرانند، مادامي که خود را به دنيا نفروخته باشند، گفتند: دخول در دنيا چيست؟ فرمود: متابعت دربار؛ وقتي که چنين کنند، در مورد دينتان از آنان بترسيد.
وقتي امام کاظم (ع) ديد که مهدي عباسي رد مظالم ميکند، فرمود: چرا آن چه را از ما از راه ستم گرفته ايد، برنميگرداني؟ مهدي پرسيد آن چيست؟ حضرت فدک را مطرح کرد، مهدي گفت: حدود آن را تعيين کن تا برگردانم، امام (ع) حدود تمام جهان اسلام را به عنوان فدک غصب شده تعيين کرد.
بنابراين امام کاظم (ع) در قبال مسئله خلافت و زعامت امت بي تفاوت نبوده و خود را از هر کس ديگر اولي و احق براي حکومت و اداره سرزمين اسلامي ميدانست .
مبارزات منفي و کناره گيري امامان از دستگاه خلافت نيز اعتراضي بود از جانب آن‌ها بر عليه حاکميت‌هاي زمانشان که مشروعيت و لياقت خلفاء را زير سؤال مي برد و خبث باطني آن‌ها را علني ميساخت، و مردم را نسبت به آنان بدبين و خشمگين مينمود. شيوع و رسوخ چنين نگرشي، خطر مهمي براي حکومت به شمار ميرفت، زيرا اگر اعتقاد مردم نسبت به مشروعيت يک نظام از ميان برود، هر لحظه ممکن است به منظور براندازي آن به پا خيزند و يا از چنان اقداماتي حمايت کنند. اگر مبارزات منفي ائمه عليهم السلام نبود و با اين کار خود ماهيت اصلي خلفاء را افشا نميکردند، خلفاي بني اميه و بني عباس با همه آن فسق و فساد و ستمکاري در تاريخ جزء خوبان و قديسين بشري قرار مي گرفتند.
امامان نه تنها با دور نگه داشتن خود از دستگاه خلافت، مشروعيت آن را زير سؤال ميبردند، که ياران و دوستان خود را نيز اجازه نميدادند به نفع دستگاه کار کنند. امام موسي بن جعفر(ع) به صفوان جمال که از دوستان آن حضرت است فرمود: همه کارهايت خوب است جز آن يکي. (يعني چرا شترهايت را به هارون کرايه دادي؟) عرض کرد چه اشکال دارد من براي حمل و نقل اثاثيه او در سفر مکه، سفر اطاعت، کرايه دادم، نه آن که رايگان در اختيار او گذاشته باشم؟ امام (ع) فرمود:
"مگر دوست نداري هارون زنده برگردد و کرايه تو را بدهد؟"
صفوان گفت: چرا؟ امام (ع) فرمود: "همين مقدار که به بقاي ظالم راضي هستي، گناه است." صفوان با آن که با هارون سوابق دوستي داشت، في الفور پيش از آن که کاروان به طرف مکه حرکت نمايد، همه شترهاي خود را با تمامي وسايل آن فروخت، هارون از قضيه با خبر شد و پرسيد چرا فروختي؟ صفوان گفت: ديگر پير شده ام و اين کار از من ساخته نيست، هارون گفت: ميدانم که موسي بن جعفر(ع) به تو گفته: اين کار را نکن که خلاف شرع است . به خدا قسم اگر سوابق زيادي که از ساليان دراز با خاندان تو داريم نبود، امر مي کردم ترا گردن زنند.
در عين حال به کساني که ميتوانست از پست و مقامش حسن استفاده نمايند، و از مظالم و شرور بکاهند، و به نفع جامعه مسلمين همکاري نمايند، اجازه ميداد که وارد دستگاه شوند؛ چنانکه به علي ابن يقطين که از تربيت شدگان آن حضرت بود و در تقوا و علم و سياست مقام برجسته داشت، تأکيد ميکرد که به عنوان وزير در دستگاه هارون بماند و تشيع خود را کتمان نمايد و تقيه را شديداً مراعات دارد، تا شيعيان و اموال آنان حفظ شوند . و به او نوشت:
"ان لله مع کل طاغية وزيراً من اوليائه يدفع بدعتهم"؛ خداوند با هر حاکم ستمگري، از دوستان خود وزيري دارد که به سبب او بدعت‌هاي آنان را دفع مي کند. يکي از ايرانيها که از شيعيان اهواز بود، ميگويد: من مشمول ماليات‌هاي خيلي سنگين شدم که اگر ميخواستم آن را بپردازم، از زندگي ساقط ميشدم . اتفاقاً والي اهواز معزول شد و والي ديگري آمد و من خيلي نگران شدم . ولي بعضي از دوستان به من گفتند او باطناً شيعه است و تو هم شيعه هستي با اين همه من جرأت نکردم نزد وي بروم و بگويم که شيعه ام، رفتم به مدينه خدمت امام موسي بن جعفر(ع) و داستان خود را شرح دادم. امام (ع) نامه اي نوشت که سه چهار سطر بيشتر نبود، جمله‌هاي آمرانه اما از آن نوع که امامي به تابع خود مينويسد، راجع به آن که قضاي حاجت مؤمن و رفع گرفتاري ها از مؤمن در نزد خدا چنين است والسلام .
نامه را مخفيانه آوردم و شبي به خانه والي اهواز رفتم و نامه را به او سپردم، نامه را گرفت و به چشم ماليد و مرا برد در منزل و مانند کودکي مقابل روي من نشست و پرسيد گرفتاريت چيست؟ گفتم يک چنين ماليات سنگيني برايم بسته اند که اگر بپردازم از زندگي ساقط ميشوم، دستور داد همان شبانه دفاتر را آوردند و اصلاح کردند.
منابع:
1- حيات فکري و سياسي امامان شيعه، رسول جعفريان، ج 2، ص 41.
2- سيري در سيره ائمه (ع )، مرتضي مطهري، ص 176.
3- اصول کافي، ج 4، ص 553 .
4- بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، ج 48، ص 233.
5- انديشه حکومت ديني، ج 1، صص 539 – 546.
منبع: http://www.dananews.ir

  دیدگاه شما : [0] نظر  رای به مطلب :

موضوع : مذهبی -

تعداد بازديد : 44 بار

لينک ثابت

موضوعات سایت

در انتظار ظهور [1]
ولایت فقیه [8]
زندگی نامه [24]
احکام شرعی [1]
مذهبی [78]
سیاسی [6]
فرهنگی [2]
اخبار [8]
اجتماعی [57]
دایره المعارف [0]
علمی [2]
مقالات [8]
هنری [0]
خانواده [0]
پزشکی و سلامت [29]
دانش و فناوری [10]
فلسفه [1]
تغذیه [4]
ریاضیات [1]
تاریخی [0]
جغرافیا [0]
معرفی مناطق [0]
گالری صوت (صدا ) [3]
ادبیات [1]
گالری فیلم (ویدئو ) [0]
ورزش [0]
خدمات [0]
پیوندهای سایت [0]
تبلیغات در سایت [0]
معرفی سایت های اینترنتی [0]
حکایت ها و حکمت ها [0]
سوالات و پاسخ های مذهبی [1]
نهج البلاغه [3]
پیامک ( اس ام اس ) [2]
داستان [2]
یاد یاران [0]
معرفی کتاب [3]
تقویم ماه های قمری [1]
شخصیت ها [0]
آیت الله دشتی نجفی [12]
گالری عکس [0]

آرشیو ماهانه مطالب سایت

سایت های برگزیده

همکاران ما

به روایت آمار

کل مطالب : 279

پیگیری مطالب

این سایت وابسته به مسجد ثامن الائمه الامام علی بن موسی الرضا علیه السلام - بوشهر - خورموج می باشد .
اين وب سايت توسط سايت ساز مهر شرکت نگاه روشن پارس توليد شده است
design by : Mohammad Amin Teymoori